با اين همه‌، به نظر مي‌رسد كه در حدود 1301 ـ 1305، تأليف شده ؛ يعني قسمتي از آن در پاريس صورت گرفته است‌. او همچنين سوٴالاتي در باب مابعدالطبيعه‌، و شرح ديگري بر عبارات‌ (كه شاگردانش در پاريس آن را گرد آوردند)، و سوٴال و جواب در كلام را نوشت‌.
انتساب شرح ارغنون و كتاب‌النفس مشكوك است‌. آثار زير اينك‌، منحول شناخته مي‌شود. شرح طبيعيات‌، و مابعدالطبيعه (دومي را از فرانسيسي انگليسي ديگري مي‌دانند به نام سايمون‌ تانستد، وفات‌: 1369)؛ شرح مابعدالطبيعه در 12 باب‌؛ قضا (متعلق به بعد از ويليام اوكامي‌)؛ بحث در ماهيت اشيا؛ اصول نظري دستور زبان‌؛ و رساله‌هايي در كيمياگري كه مسلماً منحول است‌.
اصول نظري دستور زبان از نخستين كوشش‌ها براي بررسي موضوع از جنبه‌ٴ فلسفي آن بوده‌ است‌. ¿ يادداشت‌هاي مربوط به جان‌گارلندي (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌)، و سيژا كُرتْرَي (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌). آن را به تامس اِرفورتي (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌)، آلبرت ساكسوني (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌) و ديگران نسبت داده‌اند.
برگرديم بر سر دنس اسكوت‌. او مخالف سرسخت‌، ولي خلاق فلسفه‌ٴ هم عصر خود، به‌ويژه‌ فلسفه‌ٴ تومايي بود. مسلماً نهضتي كه بعداً، اسكوتي نام گرفت‌، بيشتر نهضت مخالف فلسفه‌ٴ تومايي بود، و واقع‌گرايي افراطي و مخالفت با روشنگري را تبليغ مي‌كرد. علي‌رغم قديس توما، كه درصدد انساني كردن عقل وايمان بود، فضاي آموزش تعقلي به تدريج در انحصار اسكوتيان‌ درآمد. مخالفان مكتب نومدرسي سعي زيادي كرده‌اند كه اختلاف ميان دنس اسكوت و قديس‌ توما را ناچيز جلوه دهند؛ با قبول اين كه ممكن است در آن زمينه مبالغه شود، پيداست كه اين‌ اختلاف چندان هم زياد نبوده است‌، چون بسياري از آثار منسوب به دنس اسكوت اشتباهاً اصيل‌ تصور شده است‌.
كاملاً امكان دارد اختلاف ميان توما و دنس اسكوت بيشتر ناشي از رقابت و دشمني‌ روزافزون فرانسيسيان و دومينيكيان بوده است‌. براي نشان دادن اين دشمني بهتر است چند كلمه‌اي درباره‌ٴ يكي از مايه‌هاي نفاق گفته شود. دنس اسكوت از مفهوم ((لقاح مطهر)) دفاع مي‌كرد (يعني مادر عيسي خودْ در حالي باردار گرديد كه از گناه نخستين مبرا بود)، دومينيكيان مخالف‌ آن بودند، فرانسيسيان و بعدها، يسوعيان و دانشمندان سوربن مدافع نظر دنس اسكوت شدند. پس از قريب پنج سده و نيم مجادله‌، سرانجام‌، موضوع به نفع فرقه‌ٴ فرانسيسي خاتمه يافت‌. فتوايي كه پاپ پيوس نهم در 8 دسامبر 1854، صادر كرد مفهوم ((لقاح مطهر)) را به صورت يكي‌ از اصول كليساي كاتوليك تثبيت كرد. (اين فتوا شامل تاريخ مختصر جرياني است كه به دفاع‌ پاپ از اين اصل جديد منجر شد). پيروان توما پيش از 1855، به استناد قديس توما با آن‌ مخالفت كردند، از 1855 به بعد، به استناد همو آن را تعليم مي‌دهند.
دنس اسكوت كوشيد تا درباره‌ٴ موضوع‌هاي علمي اطلاعات خوبي كسب كند. در زمينه‌ٴ